اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
342
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
گوشت با سهام تيرها موافق در آيد ، پس بكشتن شترى نياز نخواهند داشت ، و فقط كشتن شترى از نو هنگامى است كه قسمتهاى گوشت از سهم يكى از تيرها كم آيد ، پس اگر بعضى از كسانى كه تيرشان برنده شده برگردد و ببازد ، قسمتى را از قيمت همان شترى كه در تقسيم آن باخته است به همين حساب خواهد پرداخت ، و اگر از قسمتهاى گوشت چيزى زياد آمد و همه تيرها سهم برده باشند ، آن قسمتهاى باقى مانده به بينوايان قبيله تعلق خواهد داشت . اين بود تفسير ميسر كه بدان افتخار ميكردند و آن را از كارهاى جوانمردى و بزرگوارى مىشمردند و آنها را در اين باره شعرهاى بسيارى است كه بدانها افتخار مىكنند . شعراى عرب [ 1 ] عرب شعر را بجاى حكمت و دانش بسيار مينهاد ، و هر گاه در ميان قبيله شاعرى ماهر ، دريابنده معنيها و سخنشناس بود او را در بازارهاى خود كه در مدت سال و در موسمهاى حجشان بپامىشد فرامىخواندند تا قبيله ها و طايفه ها فراهم گردند و بايستند و شعر او را بشنوند و آن را افتخارى از افتخارات و مزيد بزرگوارى خود ميشمردند . براى ايشان جز شعر چيزى نبود كه در داوريها و كارهاى خود بدان رجوع كنند . تنها به وسيله شعر ستيزه مىكردند و بيان مراد مىنمودند ( و مثل مىزدند ) و برترى ميجستند و سوگند و پيمان مىنهادند و بزرگوارى ميفروختند ( و دشمنى ميكردند ) و مىستودند و عيب مىگفتند . شعرايى بودند كه باجماع راويان و شعرشناسان و مطابق آثار و اخبارى كه از شعراى جاهلى عرب بدست است در زمان جاهليت شعرشان برترى داشته است و نيز شعرايى كه اسلام آنها را دريافت و » مخضرم « ناميده شدند و بشعراى پيشين ملحق شدند ، اين دو دسته » فحول « ناميده شدند و در اثر پيش بودن شعرشان در خوبى ، پيش افتادند ، اگر چه بعضى از اينان نيز از ديگران پيش افتاده ترند و اكنون نامهاشان را
--> [ 1 ] ل : ص 304 .